الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

733

علل الشرايع ( فارسي )

على بن عبّاس ، از قاسم بن ربيع صحّاف ، از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت : حضرت ابا الحسن عليه السّلام در جواب مسائل من مرقوم فرمودند : علَّت اين كه تازيانه را به بدن زانى شديد و سخت مىزنند آن است كه وى مباشرت و مبادرت به زنا نموده و تمام بدنش را با اين فعل منكر التذاذ برده‌اند از اين رو به منظور عقوبت وى و عبرت گرفتن ديگران تازيانه را به بدن وى مىزنند و اين فعل قبيح از اعظم جنايات مىباشد . باب سيصد و سى و دوّم سرّ اين كه دست طرّار و اختلاسكننده را نمىبرند حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه از محمّد بن يحيى ، از محمّد بن احمد ، از ابان بن محمّد ، از پدرش ، از ابن مغيره از سكونى ، از حضرت جعفر بن محمّد عليهما السّلام ، از حضرت على عليه السّلام ، آن حضرت فرمودند : دست جيب بر و رباينده مال را قطع نمىكنند زيرا فعل اين دو يك فساد و عمل ناهنجار علنى است امّا آن كس كه مال ديگرى را مخفيانه برمىدارد دستش را مىبرند . باب سيصد و سى و سوّم سرّ اين كه به سايه كسى كه پنداشته با مادر ديگرى محتلم گرديده تازيانه مىزنند حديث ( 1 ) پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از ابراهيم بن مهزيار ، از برادرش على از عثمان بن عيسى ، از سماعه نقل كرده كه وى گفت : حضرت ابو عبد الله عليه السّلام فرمودند : در زمان على عليه السّلام مردى با شخصى مواجه شد و به او گفت : من با مادرت در خواب محتلم شده‌ام . آن شخص نزد امير المؤمنين عليه السّلام شكايت كرد و عرض نمود : اين مرد به من افتراء زده . حضرت فرمودند : چه به تو گفته است ؟ عرض كرد : پنداشته كه با مادرم در خواب محتلم شده است .